يوسف فاطمه
چرند و پرند


روزاي   ابري  ارديبهشت ماه حال منو بيشتر از هميشه كِسِل ميكنه
منم كه شدم  خرس همش ميخورم و مي خوابم 
نميدونم  چرا  كسي  دوست نداره صداي ما رو بشنوه
چي چرت و پرت دارم ميبافم خودم هم نميدونم
يكي بياد  منو جمع كنه
متاسفانه منو از يه سفرخشنگ يكروزه ي معنوي  محروم كردن 
حالاست كه دوست دارم اسم وبلاگمو عوض كنم  بزارم زهر مار
ولي خوبه  كه 
فلفلدون هست   يه ترانه ي زيبا  از حميد عسگري گوش كنيدش  تو فلفلدون گذاشتمش
راستي  سوئه هندوانه پيش نياد  موضوع عشق و عاشقي
نيستاااااااااا   
توي اين عكس و سه جمله زير دليلش رو كند و كاو كنيد

كي ميتونم ببينمت   ...؟
ديدار   امروز    انجمن دانش آموزي

من فردا امتحان دارم
من درس فردا رو خوندم
من فردا بايد براي راهله بزنگم
من  فردا بايد 44 تا سي دي رو به صاحبش برسونم
من  فردا  بايد  يه پيغام به دو نفر برسونم
من فردا بايد يه امانتي به يكي بدم
من فردا بايد برم يه جايي
من فردا بايد  براي يكي  سي دي ببرم
من فردا بايد  پروژه وبلاگ نويسيمو  تا حدودي به دبير نشون بدم

من اگه فردا از خواب  بيدار نشم چقدر كار رو زمين ميمونهمردد

ت : ياسي عزيزم تولدت مبارك 
هديه تولدت   هموني كه خودت ميخواستي  يه جمله
من دوبيت شعر ميزارم
 " من همچون كبوتري سپيدم
خو كرده به تنگناي لانه
از چيست در اين قفس تپيدم؟
روزي دو سه وعده آب و دانه "

قربونت برم من
ولادت پاكت مبارك

ت :  خدايا منو يه نيشگون بگير
شاديم يه گاز  شايد بيدار بشم
ولي جون من   آروم باشه 

ت  : چرا آدم وقتي يه دبيري  رو ميبينه
اونم تو  هفته معلم
دبيري  كه اگه اون  نبود
شايد مبحث آرايه ها رو هيچوقت نميفهميد
بهش سلام نميكنه
و از كنارش درست
شبيه كوالاي  پررو رد ميشه؟؟؟
چرا واقعا


¤ نوشته شده توسط منتظر گناهكار در چهارشنبه 19 ارديبهشت 1386 ساعت 09:09
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (20)

{ صفحه قبل } { صفحه 2 از 52 } { صفحه بعد }


منوي وبلاگ

درباره ما

آخرين پست ها

موضوعات

لينک ها

نويسندگان

دوستان

ياهو

خبرنامه

جستجو

آماروبلاگ

ديگر

Powered by Anzali Blog