يوسف فاطمه
تفلودت مبارك

 و حالا اين كه من و سميرا  با هم هشت ساله كه دوست هستيم   
در هفدهمين بهار زندگي سميراي عزيزم   جشن تفلود مجازي   اونو تو نمكدون جشن ميگرم
 صد البته كه من از شراب بدم مياد تازشم يه عالمه، ولي اين سميرا منو بد جور ساقي كرده
با عقش خودش

عقش من

خوب همه با هم كادوها بالا  ؛ جيق   ،سوت  ، دست تفلودت (تولدت)مبارك
تفلود  تفلود تفلودت مبارك هووووووووووووورا


ميريم كه داشته باشيم شعرووووووووووووو يوهو
  
آره امشب شب شادي و شوره شب عشق و شب جشن و سروره
امشب آسمون پر از ستاره است (دروغ سال!! كي گفته سميرا  بارون داره ميباره)؟
ماه خوشگل من غرقه نوره    امشب همه جمعن توي خونه
پره رو دامنت گلاي پونه  عطر تن تو عطر بهاره   
چقدر دوست دارم خدا ميدونه
تولدت مبارك گل پونه   گل عزيز من يكي يدونه
همه وبلاگ من  پيشكش  چشمات دلم  ميخواد فقط از تو بخونه

مبارك مبارك

بعععععععععععععععععععععععله سميرا جون ما هم بزرگ شد  يادش بخير انگاري همين بود بهم خبر دادن
كه سميرا به دنيا اومده آخي  بيچاره مامانش سيما خانوم خيلي سختي كشيد تا سميرا  به اين سن رسيد
همه با هم خاله سيما ايشاالله هميشه زنده باشي
آقا جاتون خالي ما به دليل اين كه در امر درس و تحصيل خيلي فعاليم سميرا تفلودشو امروز گرفت
تا فردا به كلاسمون برسيم
يه روز جلو تر   يعني چهارشنبه   خود سميرا توي 23 فروردين  به دنيا اومده 
داشتم ميگفتم آقا جاتون خالي كه رفتيم تفلود  و كلي خوش بوديم


سحر . مرضيه . سمانه . سميرا كد دو و خواهرش  .زهرا. انسيه . شبنم. زينب .مريم خواهر شبنم . الهه.
و مريم نمكدون از دوستايي بوديم كه تو تفلود بعد ازظهر
 سميرا حضور داشتيم  به علاوه فاميل هاي سميرا اينا كه به دليل مسائل امنيتي از آپلود عسك
اين عزيزان و اون عزيزان  خود داري مي كنيم با تشكر :  حفظ آثار  و خشنگي هاي تفلود سميرا

الهي قربونت برم 
ايشا الله عسكاش كه حاضر شد يا ميزارم توي نمكدون يا هم ميگم بريد تو قنديلك سميرا  نگاشون كنيد
آقا  جاتون خالي  بود خلاصه  همه هم همش ميگفتن ايشا الله عروسي سميرا
بعدش سميرا هي ميگفت خدا نكنه بگيد ايشا الله تو دانشگاه قبول شم   خو سميرا من كه
   ميدونم تو دلت ميگي ايشا الله ايشا الله   عروسيم دعوتتون كنم
منم كه دستم از دوره ي دوم اين واسكن هپاتيت درد ميكرد فخط زحمت عسكا و فيلم رو كشيدم
معرفي ميكنم عكاس باشي مريم نمكدون  علاقه مندان ميتوانند براي كسب اطلاعات بيشتر
هيچ كاري نكنن  چون من براشون فيلم نميگيرم 
 اينم از ملودي زيباي تفلدوت مبارك به مناسبت تفلود عزيز دلم

مبارك تفلودت مبارك

آقا حالا از تفلود  كه بگذريم براتون يه چيزي تعريف كنم  وايي  وايي
بابا ديروز قرار بود كه  بريم بيرون قرار شد باباو مامان از خونه ي خاله يكدانه بيان دنبال من
منم حاضر شدم  ييييهو ديدم  زنگ زدن منم فكر كردن چون مامان اينا هستن بدون اين كه بپرسم
كيه؟؟  در رو زدم باز كردم  اومدم بيرون و گفتم من الان ميام يه چند لحظه تا به سمت در نگاه كردم همون
جا خشكم زد متعجببابا كجاست  مامان كجا بود يك عدد (نميخوام بگم .... چون همه به نوعي مستمند هستيم)مستمند با وضعي نا مناسب اونم يه مرد
ووووووووووووووي قلبم اومد تو دهنم در حالي كه كيف  تو دستم بود زود از پله ها پايين اومدم و چيزي  بهش دادم
و در رو فوري بستم بنده خدا حتي پاشو تو حياط نذاشته بود ولي من چون غافل گير شده بود خيلي ترسيدم 
آخه من نميدونم  مني كه هيش وقت بدون پرسش در رو باز نميكردم  چرا اين دفعه اين طوري شد

حالا اين كار بابا يي بودش كه هميشه بدون پرسش در باز ميكرد
يه روزي من و مامان رفته بوديم بيرون كه بابا خونه خواب بود در ميزنن بابا هم فكر ميكنه
ما برگشتيم در رو باز ميكنه و ميره دوباره دراز ميكشه حالا نگو كه آقاي همسايه پشت در بوده و با  بابا كار داشته
ييييييهو بابايي فكر ميكنه ما چرا داخل نميايم  ييييييييهو مياد ميبينه كه آقاي همسايه بنده خدا تو حياط  واستاده  خندان
وووووووووووووووووووووووووووووي
چه بي مزه مگه نه  بازم از اين خاطرات گريه آور براتون تعريف ميكنم


آخي سميراي گلم بازم ميگم تفلودت مبارك ببخش   اگه اين مطلب بالا رو نميگفتم ميتركيدم
چه كنيم ديگه     خوب يه چيزي يادم رفت  به سميرا  بگم از كادوي ناقافل(ناقاب )من خوشش اومد؟؟؟؟؟؟؟/ يا نه
آخه من خيلي خوش سليقه هستم ( شبيه اين ميمونا  خود شيفته شدم)؟؟؟
آخه خيلي با حال بود من دارم از سميرا فيلم ميگرم سميرا داره كادوي منو باز ميكنه
بعدش هي ميپرسن  مال كيه؟؟  سميرا ميگره بالا ميگه اين مال كيه  ؟؟؟
منم  كه عين اينا   دهنشونو به مدل دندون موشي دوختن  حرف   نميزنم 
يوهووووووووووووو خندانتاآخر سميرا خودش فهميد مال منه  يوهووووهاهاهاها  خندان
ميدونين  از كجا از علامت اختصاري من رو كارت تبريك
يه بار براتون ميزارم علامته رو ميگم

هووووووووووووووووووووووووووووورا
اينم   عسك منو سمانه و سحر و ماماني مرضيه و شبنم كه كيك سميرا رو داريم مياريم
اوني كه پيرهن يكسره قرمز پوشيده منم  ببينيد از چپ اولي نيش_خند
دارم به اين فكر ميكنم چرا سميرا رو خوب    بوسوش نكردم
فردا ميبوسمشبيا ببوسمت
آخي آخي   خوب  من ديگه بايد برم  آقا اين روزا خيلي فشار رو منه
آخه  درسا همه  از حالت تعليق مغزي دارن در ميان  اوووووو راستي روز
ملي فناوري هسته اي كه  گذشت رو بهتون با افتخار تبريك ميگم
پس ديگه خدافسلبخند


ت: داداشاي گل و آبجي هاي گلاب قربونت برم ببخشيد كه نميتونم زياد بهتون سر بزنم
چون به توصيه بيشتر شما كه منو تشويق به خوندن ميكنيد منم ميخوام درس  بخونم 
پس حضور كمرنگ منو حداكثر تا مرداد ماه ببخشين زبان_درازی  انشا الله كه قبول شيم
من و سميرا  توي يه دانشگاه البت  ،چون من كه از دوريش ميميرم
خو اونم  ميميره  

ت : راستي يكي اگه زياد شما رو تحويل بگيره
و تا شما رو ببينه در حالي كه عصبانيه تو صورت شما
لبخند موناليزا بزنه
و يه نكته ي اساسي كه فخط به اسم شما
پسوند جان اضافه كنه  مردد
و فكر كنين
يه جورايي يه بوهايي داره مياد دهن_كجی 
چي ميكيند لوفاً   من كمك   و من ترس و من فرار   اي داد
راستي داداش گلاي خودم ديگه غيرتي نشن چون اين بابا مذكر نيست
اگه مذكر نباشد كدام گزينه صحيح است
پستاندار        خزنده    مونث      فرشته 
پس از تشخيص پاسخ  پاسخنامه به دقت پر شود
داوطلبين عزيز  بازبون آدم  آدم باشيد و به تقلب تقرب نجوييد
 


¤ نوشته شده توسط منتظر گناهكار در چهارشنبه 22 فروردين 1386 ساعت 10:06
¤ لينک مطلب | ارسال به دوستان | ارسال نظر - نظرات (27)

نظرات نوشته

{ صفحه قبل } { صفحه 4 از 52 } { صفحه بعد }


منوي وبلاگ

درباره ما

آخرين پست ها

موضوعات

لينک ها

نويسندگان

دوستان

ياهو

خبرنامه

جستجو

آماروبلاگ

ديگر

Powered by Anzali Blog